شير على خان لودى

205

تذكرهء مرآة الخيال ( فارسي )

[ تذكرهء شاعران ] تا حال به دست‌آويز گذشتگان ، نگارندهء بوقلمونيهاى روزگار گشته ، به جهت ارباب خبرت ، سرمايهء فراوان عبرت سرانجام داد . بعد از اين ترقيم حالات بعضى بزرگان و آشنايان كه خلعت فاخرهء هستى در بر و كلاه فيض‌بخشى خاصّ و عام بر سر دارند ، غازهء تازه بر عذار ساده‌رويان اوراق مىگذارد : [ نوّاب عاقل خان ] كامياب دولت حقيقى و مجازى ، نوّاب عاقل خان - اسم شريفش ميرعسكريست . از سادات صحيح النّسب خواف و از عمدهء خوانين شاه عالمگير است . اوصاف رنگينى كلامش را خامه از قلم نرگس و سياهى از دوات لاله بايد ، شنگرف از رنگ گل و صرير از آواز بلبل شايد . از رشك نسخهء مهر و ماهش ، ماه و آفتاب در رو نهان ساختن ، و از مشاهدهء رنگينى و نزاكت سخنش ، گل و بلبل در رنگ باختن . ديوانش عالميست پر از يوسف طلعتان معانى دلنشين ، و سواد اعظمى از سبزفامان حروف مشكين . در رسته بازار سطورش متاع درد انبار انبار ، بر تختهء دكّان صفحه‌اش گلهاى مضامين رنگين گلزار گلزار ، هر سطرش زلف معشوقى سراپا ناز و هر نقطه‌اش داغ دل عاشقى خانه‌برانداز ، نظم : بهار پر از ساز و سامان و زيب * به رنگ سخن گشته خاطر فريب نمك‌ريز از او كامِ جان سخن * شكرپاش از او حقّه‌هاى دهن